هشدار درباره مزمنشدن ترس دانشآموزان در صورت خانهنشینی
دریانیوز//حمله رژیم تروریستی آمریکا به مدرسه شجرهطیبه و مراسم جشن عروسی در کوهستک اخیر در استان هرمزگان، لزوم بازنگری فوری در الگوی بازگشایی مدارس را برجسته کرده است و از این رو صاحبنظران حوزه مشاوره تحصیلی با تأکید بر اینکه اضطراب والدین واکنشی طبیعی برای حفظ امنیت فرزندان است، اجرای پروتکل دوره گذار و انعطافپذیری […]
دریانیوز//حمله رژیم تروریستی آمریکا به مدرسه شجرهطیبه و مراسم جشن عروسی در کوهستک اخیر در استان هرمزگان، لزوم بازنگری فوری در الگوی بازگشایی مدارس را برجسته کرده است و از این رو صاحبنظران حوزه مشاوره تحصیلی با تأکید بر اینکه اضطراب والدین واکنشی طبیعی برای حفظ امنیت فرزندان است، اجرای پروتکل دوره گذار و انعطافپذیری نظام آموزشی در هفتههای نخست را راهکار کلیدی برای بازگرداندن دانشآموزان به فضای یادگیری میدانند. وقوع حوادث تلخ اخیر ازجمله شهادت جمعی از دانشآموزان، معلمان و اولیا در حمله آمریکای جنایتکار به مدرسه شجرهطیبه میناب، در کنار شهادت و مجروحیت شماری از شهروندان در حادثه تلخ شبیخون دشمن به مراسم جشن عروسی کوهستک سیریک، موجی از نگرانی را در میان خانوادههای استان هرمزگان و مناطق جنوبی کشور ایجاد کرده است. در این میان، اتخاذ تصمیم درباره چگونگی تداوم آموزش حضوری، نظام آموزشی و خانوادهها را بر سر یک دو راهی حساس قرار داده است؛ از یکسو حق مسلم خانوادهها برای احساس امنیت فرزندانشان مطرح است و از سوی دیگر، مخاطرات ناشی از انزوا و افت تحصیلی دانشآموزان در صورت تعطیلی درازمدت مدارس وجود دارد.
برای واکاوی ابعاد روانشناختی این بحران و تدوین نقشه راه عملیاتی برای مدارس و اولیا، به سراغ دکتر محمد زارعزاده، روانشناسی و متخصص مشاوره تحصیلی رفته ایم که مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید:
بازگشت به مدرسه؛ پدیدهای دوقطبی میان اضطراب و درمان
جناب دکتر زارعزاده، با توجه به حادثه تلخ حمله به مدرسه شجرهطیبه میناب، بازگشت دانشآموزان به کلاسهای حضوری چه ابعاد روانشناختی دارد و آیا میتواند موجب تشدید ترس آنان شود؟
بازگشت به مدرسه و ازسرگیری کلاسهای حضوری پس از یک حادثه جمعی سنگین نظیر فاجعه مدرسه شجرهطیبه، فرآیندی کاملاً «دوقطبی» است. به این معنا که محیط مدرسه در شرایط فعلی، همزمان میتواند منبع بازتولید اضطراب و تنها مسیر ترمیم و درمان روانشناختی دانشآموزان باشد.
پیشبینی تخصصی ما این است که حضور در روزهای نخست با مقاومت، ترس و اضطراب شدیدی از سوی دانشآموزان و اولیا همراه شود، چرا که مدرسهای که اساساً کانون امنیت بوده، اکنون در ذهن آنان به یک محیط آسیبزا تغییر الگوی ذهنی داده است. اما نکته فوقالعاده حیاتی در روانشناسی تروما این است که «تروما دقیقاً در همان بستری درمان میشود که رخ داده است.»
دوری مداوم و پرهیز از حضور در مدرسه، موجب مزمنشدن آسیب و تعمیق ترس در ذهن بچهها میشود؛ لذا حضور دانشآموزان در کنار یکدیگر تلاشی ضروری برای عبور از این بحران است، هرچند شواهد نشان میدهد این بارِ روانی در شهرهایی مثل میناب و کوهستک بهمراتب سنگینتر و نیازمند توجه ویژه است.
اضطراب اولیای جنوبی واکنش طبیعی برای «بقا» است
آیا نگرانی عمیق خانوادههای استان هرمزگان و نوار جنوبی از فرستادن فرزندان به مدرسه را باید واکنشی واقعبینانه دانست یا متأثر از اضطراب جمعی و اخبار حوادث است؟
اضطرابهای جمعی پدیدهای موهوم نیستند، بلکه ریشه در بحرانهای واقعی محیطی دارند؛ بنابراین نگرانی اولیا بهویژه در استان هرمزگان کاملاً واکنشی طبیعی، عقلانی و مبتنی بر واقعیتهای رخداده است.
وقتی محیطی مثل مدرسه مورد حمله قرار میگیرد، ساختار عصبی و مغز جامعه در حالت «بیشهشیاری» (Hypervigilance) قرار میگیرد، در این حالت، مکانیسمهای دفاعی اولیا برای صیانت از حیات فرزندان فعال شده و متمایل به خروج از کانونهای پرریسک میشوند که این امر یک واکنش دفاعی فطرتاً مشروع برای بقاست.
اما روی دیگر سکه این است که اگر این اضطراب جمعی مهار نشود، در بلندمدت از یک «سپر محافظتی» به یک «رفتار فلجکننده» تغییر ماهیت میدهد؛ وقتی جامعه بهطور مداوم در معرض اخبار ناامنی باشد، حادثه میناب را به تمام مدارس تعمیم میدهد و این اجتناب از مدرسه رفتن، ترس بچهها را عمیقتر میکند. خانوادهها باید بدانند در عین پذیرش واقعی بودن این ترسها، امنیت واقعی در دوری از محیط نیست، بلکه در بازسازی اعتماد و بازگشت هوشمندانه به جریان زندگی است.
ضرورت تدوین فوری «پروتکل دوره گذار» توسط آموزشپرورش
با توجه به استمرار حوادث و فاجعه جانباختن شهروندان در کوهستک سیریک، چگونه میتوان میان ضرورت آموزش و حق احساس امنیت اولیا توازن ایجاد کرد؟
وقتی حوادث تلخ حتی به فضاهای غیرنظامی و تجمعات شاد مردم نظیر حادثه کوهستک نفوذ میکند، احساس امنیت در ذهن جامعه از هم فرو میریزد. در این وضعیت، موضوع آموزش از حالت یک دستورالعمل خشک اداری و بخشنامهای خارج شده و به یک چالش عمیق روانی-اجتماعی تبدیل میشود.
در شرایطی که احساس امنیت آسیب دیده، آموزشپرورش نمیتواند با شیوههای عادی مدارس را اداره کند. راهکار کلیدی برای ایجاد توازن، «طراحی و اجرای پروتکل دوره گذار» است. بازگشت دانشآموزان به کلاسها باید کاملاً تدریجی، گامبهگام و انعطافپذیر باشد تا ضمن پیشگیری از افت مهارتهای تحصیلی در درازمدت، فرصت سازگاری و ترمیم روانی نیز به خانوادهها داده شود.
۳ دستورالعمل کلیدی برای معلمان و مشاوران در مواجهه با دانشآموزان
مدارس و مشاوران چه رویکرد عملیاتی را باید در مواجهه با دانشآموزانی که دچار ترس، کابوس، افت تمرکز یا امتناع از مدرسهرفتن شدهاند اتخاذ کنند؟
مواجهه با این دانشآموزان نیازمند یک پروتکل مداخله در بحران است. دانشآموزانی که با دغدغه افت تحصیلی یا عقبماندگی درسی به مدرسه بازمیگردند، پیش از درس نیازمند حمایت عاطفی هستند. به کادر آموزشی و مشاوران پیشنهاد میکنم بر ۳ محور تمرکز کنند:
۱. ایجاد فضای امن برای تخلیه هیجانی: خودداری از سرکوب یا کوچکانگاری احساسات دانشآموزان و ایجاد فضای گفتگوی امن جهت ابراز ترسها و هیجانات منفی.
۲. بازسازی حس کنترل در دانشآموزان: تروما حس بیدفاعی ایجاد میکند؛ لذا معلمان باید با واگذاری مسئولیتهای کوچک و مشارکت دادن بچهها در تصمیمگیریها، حس کنترل بر محیط را به آنان بازگردانند.
۳. انعطافپذیری حداکثری در انتظارات تحصیلی: اولویت مطلق در هفتههای نخست باید به «تداوم حضور» و «کاهش اضطراب جمعی» داده شود و سختگیریهای آموزشی و امتحانات اضطرابآور کاملاً متوقف شود.
علائم خطری که نیازمند مراجعه فوری به روانشناس است
اولیا از چه نشانههایی متوجه شوند که اضطراب فرزندشان از یک نگرانی طبیعی عبور کرده و نیازمند مداخله تخصصی است؟
داشتن ترس، بیپناهی و بی خوابی در روزهای نخست پس از بحران یک واکنش طبیعی است، اما اگر این رفتارها موقت نبوده و به یک الگوی مداوم تبدیل شود، زنگ خطری جدی است.
اولیا در صورت مشاهده نشانههای زیر باید فوراً به روانشناس متخصص مراجعه کنند:
تداوم کابوسهای شبانه و اختلال شدید خواب
اضطرابهای شدید همراه با نشانههای جسمانی (تپش قلب، تهوع و لرزش)
اختلال ملموس در تمرکز و حواسپرتافکنی مداوم
بیپاسخی عاطفی، بیعلاقگی کامل به بازی و رفتارهای شادمانه
اختلال در اشتها و امتناع مطلق از جدا شدن از والدین
دیدن این علائم نشان میدهد فرزند در چرخه آسیبزای تروما گیر افتاده و نیازمند مداخلات تخصصی رواندرمانی است.
اقدامات ملموس آموزشپرورش پیش از الزام به حضور دانشآموزان
نهادهای متولی و آموزشپرورش پیش از الزامیکردن حضور در کلاسها چه اقدامات فوری و قابلسنجشی باید انجام دهند؟
امنیت پدیدهای بخشنامهای نیست، بلکه باید توسط دانشآموز و خانواده «دیده و لمس» شود. پیشنهادهای فوری و قابل ارزیابی ما به مسئولان عبارتند از:
تورهای بازدید اولیا و دانشآموزان: شرایطی فراهم شود تا اولیا به همراه فرزندان (بهویژه در مقطع ابتدایی) پیش از آغاز رسمی کلاسها وارد مدرسه شده و تمهیدات ایمنی را از نزدیک ببینند. استقرار تیمهای حمایت روانی در مدارس: کادر آموزش و مشاوران در قالبی سازمانیافته به عنوان «تیم حمایت روانی» حضوری ملموس و همدلانه در کنار بچهها داشته باشند. به گزارش پایگاه خبری داماهی، تغییر رویکرد آموزشی در روزهای نخست: رسمیت یافتن قانون انعطاف در آموزش؛ به طوری که در روزهای نخست، تدریس کتب درسی متوقف شده و اولویت به ابراز ترسها، پاسخ به سوالات ذهنی بچهها و ترمیم روانی اختصاص یابد.







ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0